دل دلم ، همچون پرنده ای وحشی ، خود را دیوانه وار به در و دیوار می زند تا از من بگریزد . نوشته شده در سهشنبه ٢ شهریور ۱۳۸٩ساعت ۳:٤٧ ق.ظ توسط سارا نظرات () | معبد پنجره ام به روی این قبرستان خاموش و مرموزی که من تنها ساکن زنده ی آنم ، باز است . اینجا همه ی همسایگان من ، در تنهایی آرام و بی رنج خویش، در انتظار غوغای رستاخیز سکوت کرده اند . "دکتر علی شریعتی" نوشته شده در سهشنبه ٢ شهریور ۱۳۸٩ساعت ۳:۳٦ ق.ظ توسط سارا نظرات () |
دلم ، همچون پرنده ای وحشی ، خود را دیوانه وار به در و دیوار می زند
تا از من بگریزد .
پنجره ام به روی این قبرستان خاموش و مرموزی که من تنها
ساکن زنده ی آنم ، باز است .
اینجا همه ی همسایگان من ، در تنهایی آرام و بی رنج خویش،
در انتظار غوغای رستاخیز سکوت کرده اند .
"دکتر علی شریعتی"